
جهان سهم من، من ولی کیستم معمای انسان اگر نیستم چرا خلقت از خلقتم تلخ شد کجای جهان بایدش ایستم زمین ناله زد ،سوخت،خاک شد از این خلقتم ، زادم و زیستم اگر وارثم پس چرا دشمنم به جز خون بگو وارث چیستم به خود هر چه گفتم جوابم سکوت ز خود باز پرسم که من کیستم فاطمه ترکمان پری تیر95...
ادامه مطلب
تا خاک مرده به جان شور و شر گرفت دیدم جهان فلسفه ای مختصر گرفت ابلیس پرسه زنان چنگ می نواخت آنجا که زیر " بار امانت"، بشر گرفت آدم فریب خورد، حوا تلخ می گریست وقتی که ارث خوشه گندم پدر گرفت بت ها به انتظار شکستن، کسی نبود بر شانه تا که بتی خود، تبر گرفت مریم بیا برای مسیح مادری بکن گهواره شد صلیب، یهودا پسر گرفت لیلاکه رفت جنون ماند و بعد آن مجنون هوای جوانی ز سر گرفت بگذار ساده بگویم که عشق هم وارونه شد به خاک جهان را خطر گرفت ...
ادامه مطلب