
مرا دچار وهم نکن که یاس فلسفی ام امتداد بی خدایی نیست اگر چه شک و یقین همیشه مرا بارور می کند... *** اینجا حوالی هر معجزه رسالتی ست و پیغامبری که در رگ های "من" قدم می زند مرا به خیمه گاه "تو" می خواند. پ.ن: در این جزیره سرگردانی، شوریده تر از موسی نعلینم را در آورده ام آتشی بنمای و با من بگو آنچه بر موسی گفتی "هستم آنکه هستم". فاطمه ترکمان پری تیر - آبان 95...
ادامه مطلب
تمام زخمه ی این روزها به خاطر توست! تمام روزها و روزه های سکوت شب و تمام عاشقانه ی این اشک های پنهانی و جای آن خراش همیشه هنوز هم روی روح زخمی ام پیداست چه یادگار بوسه مردی که بارها گفت: »تا ابد عاشقانه می مانم« پ.ن:همه را تو می بینم تو را همه......
ادامه مطلب